بانوی بزرگ اسلام

     همسر شیر خدا

        مادر حسنین

            مادر زینب

چه بگویم ؟!

  چگونه بگویم ؟!

   شکایتم را از خودم نزد تو

       که دیگر تاب کشیدن این جسم سنگین بروی  خاک زمین  را ندارم

که دروغ است اگر بگویم نشد ...

دروغ است اگر بگویم نتوانستم ...

نخواستم

نه

نه اینکه نخواسته باشم

این نفس سرکش مرا به دنبال خود کشاند...

که میتوان

 نه همچون فاطمه بلکه به پیروی از فاطمه زیبا  زیست...

و نه همچون علی بلکه به پیروی از علی جوانمردانه زیست...

 یاریم کن...

  
نویسنده : شنونده ; ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٧
تگ ها : حضرت فاطمه

 

سلام به همه ی دوستان گلی که سر میزنن و نظر خصوصی میذارن و دوستانی که نطر نمیذارن و دوستانی که اصلا سر نمیزنن

 

 سفر شیرین به یادماندنی و سرشاز از خاطرات و تجربه احساسات جدید

 برای همه عزیزانی که در رادیو جوان زحمت میکشن و تمام شنوندگان رادیو جوان دعا کردم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : شنونده ; ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٧
تگ ها :

 

13 فروردین عازم مدینه هستم
از همه دوستان حلالیت میطلبم.

  
نویسنده : شنونده ; ساعت ۱٠:۳٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ فروردین ،۱۳۸٧
تگ ها :

 

 

تو به این لطافت که زحور دل ربودی

زچه بر من سیه­رو ، در دوستی گشودی

ز­­ ازل مرا ارادت ، به تو بوده از ولادت

چو سرشته شد شد گل من، تو دل مرا ربودی

http://www.jamkaran.info

 

  
نویسنده : شنونده ; ساعت ٧:۱۳ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ اسفند ،۱۳۸٦
تگ ها :

به سوگ می نشینیم

 با عرض تسلیت به تمامی شیعیان

  در حمایت از پیامبر و فرستاده پاک خداوند از تمامی مسلمانان ,مسیحیان ,یهودیان ,زرتشتیان و کلیه کسانی که برای پیغمبر الهی و پیام آور مهربانی احترام قائلند دعوت میشود در این وبلاگ اعتراض خود را به روزنامه های دانمارکی اعلام کنند

 به  سوگ می نشینیم

و آن زمان که سرخپوستان را قتل عام میکنند و این زمان که در مهمانی هاخود را شبیه آنها

می کنند.

و آن زمان که کشتن  سیاه پوستان را بر خود آسان و لازم می بینند و این زمان که سرطان را به تیرگی پوست میخرند.

و آن زمان که ...
و به سوگ مینشینیم تا زمانیکه انسانیت زیر چکمه های حماقت له می شود.

  
نویسنده : شنونده ; ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ اسفند ،۱۳۸٦
تگ ها :

نزار القطری در تلوزیون ایران

واقعا عالی بود

نزار قطری
  
نویسنده : شنونده ; ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ اسفند ،۱۳۸٦
تگ ها :

از دفتر قلبم اسم تو که خط نخورده

تبریک
به مناسبت پیروزی پرونده انرژی هسته ای ایران
به همه ایرانیان وطن پرست
و به همه میهن دوستان ایرانی
 ما موفق می شیم

تبریک
به مناسبت دوازده امین سالگرد رادیو جوان
به آقای دکتر گیل آبادی
و به همه کارکنان رادیو جوان
و به همه شنودنگان رادیو جوان   
نویسنده : شنونده ; ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸٦
تگ ها :

پخش زنده بخش‌هایی از اختتامیه جشنواره تئاتر فجر از رادیو جوان؛

مدیر گروه جوان و فرهنگ رادیو جوان از پخش بخش‌هایی از مراسم اختتامیه جشنواره تئاتر فجر به صورت زنده از این شبکه خبر داد. یدالله گودرزی با بیان این مطلب به خبرنگار سرویس رادیو خبرگزاری ایسنا گفت: با توجه به زمان برنامه «هزار پنجره»(تولیدی گروه فرهنگ جوان)، با دیگر برنامه‌های رادیو جوان از جمله «جوانی آزاد» نیز هماهنگی صورت گرفته‌است که این برنامه نیز بخش‌هایی از جشنواره را پخش کند. وی افزود: کل مراسم اختتامیه شاید برای شنونده جذابیت نداشته باشد؛ چراکه سخنرانی‌ها ممکن است زمان بر باشند و مخاطب را خسته کنند. به همین دلیل، در این برنامه برگزیده‌ی بیانیه هیات داوران، حاشیه‌های جشنواره و موارد دیگر که جنبه خبری دارند، پخش می‌شود. گودرزی با بیان این‌که «هزار پنجره» جمعه ساعت 15 تا 18 روز جمعه پخش می‌شود، ادامه داد: در حال حاضر خود دست‌اندرکاران جشنواره درحال برنامه‌ریزی هستند؛ بنابراین در ابتدا باید تکلیف این بخش مشخص شود، تا با توجه به وقت برنامه تصمیم‌گیری شود که چه زمانی از برنامه «هزار پنجره» به این امر اختصاص می‌یابد. مدیر گروه جوان و فرهنگ رادیو جوان تصریح کرد: در کنار پخش مراسم اختتامیه بیست و ششمین جشنواره تئاتر فجر، گفت‌وگو با هنرمندان داخلی و خارجی و گزارش‌هایی از حاشیه مراسم پایانی از این برنامه پخش می‌شود. وی در پاسخ به پرسشی درباره مشارکت رادیو جوان در اهدای جوایز نمایشهای برتر رادیویی خاطرنشان کرد: قطعا از نمایش‌های دیگر شبکه‌ها و همچنین رادیو جوان، در مراسم سالگرد این شبکه، که به زودی برگزار می‌شود تجلیل خواهد شد؛ اما رادیو جوان در جوایزی که در جشنواره به نمایش‌ها داده می‌شود، سهمی ندارد.

http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-1085790

  
نویسنده : شنونده ; ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٦

نزار القطری

ای ز صولت لا فتی الا علی در شأن تو {خطاب به حضرت زینب کبری است سلام الله علیها و روحی فداها}
می برد شمر از سرت معجر، فکیف تصبحون؟ {معجر=روسری، فکیف تصبحون= شما را چه پیش خواهد آمد}

آل بو سفیان به عزت، فی بیوت آمنین {= در خانه هایشان در امنیت به سر می برند}
آل ما دور از وطن، یا لیت قومی یعلمون {= کاش این قوم می دانستند}

انعم الله علینا برسول مدنی {خداوند به واسطه رسولی مدنی بر ما نعمت روا داشته}
هو جدی، و ابی و واصف الکرم علی {که ان پیغمبر جد من است. و علی پدر من و ....است}

خیرة الله من الخلق أبی {پدرم علی بهترین خلق خداوند....}
بعد جدی، فأنا ابن الخیرتین {... پس از پیغمبر است. و من فرزند دو برگزیده}

فضة قد خلصت من ذهب {من نقره ای هستم که از طلا بیرون آمده است}
فأنا الفضه و ابن الذهبین {پس من نقره ام و فزند دو طلا- حضرت رسول(ص) و امام علی(ص)}

ذهب ٌمن ذهب ٍ فی ذهب ٍ {طلایی از طلا و در طلا}
و لجینٌ فی لجین ٍ فی لجین ٍ {و نقره ای در نقره اندر نقره}

أنا مظلوم حسین
أنا محروم حسین

لم یا قوم تریدون ببغی و فساد؟ {ای قوم چرا خواستار بغی و فساد هستید؟}
لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد؟ { و چرا از روی اصرار و دشمنی سعی در قتل من دارید؟}

لیس والله سوانا خلف بعد النبی {قسم بخداوند که جز ما کسی جانشین و باقیمانده پیغمبر نیست}
فرض الله علی طاعتنا کل عباد {و خداوند اطاعت کردن از ما را بر همه بندگان واجب نموده ‌}

أنا مظلوم حسین
أنا محروم حسین

عجبا وا عجبا امت کفار که یک سر
چشم پوشیده ز حق نمک آل پیمبر

و ستجزون من الله اذا قام قیامة {و به زودی حین قیام قیامت، جزای خود را از طرف خداوند خواهید دید}

أنا مظلوم حسین
أنا محروم حسین

عجبا وا عجبا امت کفار که یک سر
چشم پوشیده ز حق نمک آل پیمبر

همه در ریختن خون من آن بی کس و یاور
شده آماده و بگرفته به کف نیزه و خنجر

و ستجزون من الله اذا قام قیامة {و به زودی حین قیام قیامت، جزای خود را از طرف خداوند خواهید دید}

لم یا قوم تریدون ببغی و فساد؟ {ای قوم چرا خواستار بغی و فساد هستید؟}
لم تسعون بقتلی بلجاج و عناد؟ { و چرا از روی اصرار و دشمنی سعی در قتل من دارید؟}

لیس والله سوأنا خلف بعد النبی {قسم بخداوند که جز ما کسی جانشین و باقیمانده پیغمبر نیست}
فرض الله علی طاعتنا کل عباد {و خداوند اطاعت کردن از ما را بر همه بندگان واجب نموده ‌}

أنا مظلوم حسین
أنا محروم حسین

من له جد کجدی فی الوری {چه کسی در عالم پدر بزرگی مانند پدر بزرگ من دارد؟}
او کشیخی؟ فأنا ابن العلمین {یا پدری چون پدر من دارد؟ پس من فرزند دو زعیم و سالار هستم}

فاطم الزهرا امی، و ابی {فاطمه زهرا مادرم هست و پدرم کسی است که...}
قاصم الکفر ببدر و حنین {... کمر کفر را در بدر و حنین شکست}

عبدالله غلاما یافعا {و پدرم- علی- در حالیکه نو جوانی بود خداوند را پرستش می کرد}
و قریش یعبدون الوثنین {در حالیکه قریشیان آن دو بت را می پرستیدند}

یعبدون اللات و العزی معا {آنها لات و عزی را با هم می پرستیدند}
و علی کان صلی القبلتین {در حالیکه پدرم - علی- بر هر دو قبله -مکه و قدس- نماز گذارده بود}

فأبی شمس، امی قمر {پس پدر من خورشید است و مادرم ماه}
فأنا الکوکب و ابن القمرین {و من ستاره و فرزند دو ماه و خورشید}

أنا مظلوم حسین
أنا محروم حسین

چیست تقصیر من ای قوم که امروز جهانی
شده آماده به قتلم همه با تیغ و سنانی؟
در شما نیست ز اسلام نه نامی و نشانی

أنا عطشان و قد احرق نطقی و لسانی {عطش مرا فرا گرفته و کلام و زبانم آتش گرفته}
أنا ظمئان و قد احرق قلبی و فوادی {تشنه هستم و قلب و سینه ام سوخته است}

أنا مظلوم حسین
أنا محروم حسین

زیر خنجر شه لب تشنه حسین گفت:
تو ای شمر ستمکار
تو ای ملحد مکار
تو ای کافر غدار

اگر من نشناسی، بگویم بشناسی:

حسینم و ضیاء القمرینم، قتیل الودجینم {من حسینم و نور خورشید و ماه هستم و کششده و دو رگ گردن بریده}
امام الحرمینم أنا الفضه وابن الذهبینم {پیشوای حرمین مکه و مدینه ام، منم نقره و فرزند دو طلا- علی و فاطمه سلام الله علیهما-}

أنا مظلوم حسین
أنا محروم حسین

منم شهپر جبریل منم آیه ی تقدیر
منم نخله خوبان منم زاده زهرا

منم عرش و منم فرش
منم کرسی و لوح و قلم و باعث ایجاد دو عالم

أنا مظلوم حسین
أنا محروم حسین

  
نویسنده : شنونده ; ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٦
تگ ها :

تا نگــــــاه او به آب افتـــــــــاد ... آب آتش گــــرفت

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

همینطور که در جریان هستید ضریح جدید  آقا ابولفضل العباس در فرهنگسرای بهمن توسط

هنرمندان ایرانی در حال ساخت است.

تیم رادیو جوان هم هر روز از فرهنگسرای بهمن برنامه اجرا میکنند.

شماره حساب برای کمک به ساخت ضریح : ۴۶/۱۰۱۰ بانک سپه شعبه نامجوی شمالی


فرصت دهيد گريه کند بی‌صدا٬ فرات با تشنگان بگويد از آن ماجرا٬ فرات
گيرم فرات بگذرد از خاک کـــــــــربلا باور مکن که بگــذرد از کربلا٬ فرات
با چشم اهل راز نگـــاهی اگر کنيد در بر گرفته مويه‌کنان مشک را فرات
چشم فرات در ره او اشک بود و اشک زان گونه اشک‌ها که مرا هست با فرات
  
نویسنده : شنونده ; ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ دی ،۱۳۸٦
تگ ها :

← صفحه بعد